محمد جعفر بن محمد حسين نائينى

17

جامع جعفرى ( فارسى )

لاجرم خدا مراد خان زند به حكم آن خديو ارجمند به افسر حكومت كرمان سربلند و بعد از قطع مراحل مسافرت و رفع لواى حكومت در ساحت آن ولايت ، هنوز جرعه‌اى از زلال حكمرانى را مسكن غليل « 1 » خاطر تفسيدهء آتش آرزو نساخته از چشمه سار تيغ خونخوار تقى خان درانى كه مست بادهء غفلت بود سيراب شده سپاهش سمت تفرق يافته‌اند و تقى خان جالس سرير حكومت آن ولايت گرديده است . پس جمعى به تسخير آن خطه مأمور و چون فتح آن را ميسور نديدند خايبا باز گرديدند . اولياى حضرت وكالت چون امر بزرگتر از اين در نظر داشتند رايت تذكر « الامور مرهونة باوقاتها » را در ساحت خاطر افراشته مقدمهء كرمان را بر طاقچهء نسيان گذاشته تا بعد از فتح مملكت آذربايجان و قلع‌وقمع متمردان آن سامان كه به مقر سلطنت و مقرّ رياست خود دار الملك شيراز قرار و استقرار يافتند جامهء تسخير آن خطه را به تاروپود همت ملوكانه و اهتمام شاهانه فرابافتند . يعنى جمعيتى كه بر صفت معلومات بارى جلّ اسمه از حيّز تناهى بيرون و بر صفت ستاره از حساب شماره افزون بود در تحت رايت سردارى نظر على خان زند و محمد صادق خان برادر ارجمند خود به تسخير آن ولايت نامزد ساخته . نخست محمد صادق خان قلعهء لار را به حيطهء تسخير و نصير خان را دستگير نموده به پايهء سرير اعلى رسانيد و هبوب نسايم عفو كريمانه از شاخسار احوالش گلهاى سلامت و عافيت بردمانيد ، و نظر على خان بعد از فتح كرمان تقى خان درانى را مأخوذ و به محضر وكيلى آورده به قصاص

--> ( 1 ) - بالاى سطر معنى آن را دارد : شورش .